|
حمایت شرکت کنندگان در کنسرت خوانندگان ایرانی از مبارزه برای لغو مجازات اعدام!
بعد ازظهرروزشنبه ۱۸ نوامبر ابی و منصور براى اجراى کنسرت در شهر استکهلم حضور داشتند و من و یکی از دوستاران حزب بنام بدری صفایی به قصد افشاگرى عليه مجازات اعدام در ايران و جمع آورى امضاء و کمک مالى علیه مجازات اعدام بمحل کنسرت رفتیم . از آنجايى که در داخل سالن اجازه پخش وجمع آوری کمک مالی رانداشتیم کار خود را ازبيرون نزديک درهاى ورودى شروع کرديم . هواه نسبتآ سرد بود ولی با وجود پوشش مناسب سرما اذیت کننده نبود . درهای ورودى سالن کنسرت ساعت ۸ بازمیشد وما قبل از باز شدن درها در محل بودیم . در ابتدا جمعيت زیاد نبود ولی بمرور بر تعداد جمعيت اضافه شد و صفى طولانی در پشت درهاى ورودى سالن تشکيل شد و فرصت خوبى فراهم شد که کميته بين المللى عليه اعدام را معرفى کنيم و آن وقت بود که اوج کار ما شروع شد . من طول صفی را که تشکیل شده بود و هر لحظه هم به آن اضافه میشد چندین مرتبه طی میکردم و بادادن شعار علیه اعدام وگرداندن صندوق کمک مالی و همچنین جمع آورى امضاء علیه اعدام ٬مردم را به شریک شدن در این تلاش مهم و انسانی دعوت میکردم و همزما ن بدری صفایی به پخش نشریه و اطلاعیه مشغول بود . صف انتظار اين فرصت را فراهم کرد مردم با فعالیتهای کمیته علیه اعدام بیشتر آشنا شوند ودر اين مورد کنجکاوى کنند. برخوردها خیلی خوب بود ٬مردم با امضا ی طومار وریختن پول به صندوق احساس نفرت خود را از عمل شنیع اعدام نشان میدادند. برخوردهای جالبی پیش آمد که بازگو کردن بعضى از آنها خالی از لطف نیست . بعضیها مینا احدی را می شناختند و با فعالیتهای او آشنا بودند. یکی از من پرسید: مینا همان کسی نیست که با نازنین افشین جم فعالیت میکند ؟ من گفتم بله نازنین هم از فعالین علیه اعدام است . برخورد جالب دیگری که پیش آمد این بود که دختر جوانی جلو آمد وبا انداختن پول به صندوق گفت: من کمک میکنم ولی طومار را امضا نمیکنم چون ازا یران آمدم و مهمان هستم و میترسم ولی قول میدهم وقتی به ایران برگشتم بگویم که در خارج ازکشور با چه شور وحرارتی علیه اعدام فعالیت میکنید چون این خبرها به خیلی ها نمیرسد. فرد دیگری میگفت با شنیدن این شعارها در میان این جمع ایرانی احساس میکنم در ایران هستم . یک جوان سوئدی جلو آمد وپرسید : تو چه می گویی که مردم در این صندق پول می اندازند؟ من نوشته روی صندوق را به او نشان دادم و اوتکه کاغذی را داخل صندوق انداخت بعد که صندوق را باز کرديم متوجه شديم که آن تکه کاغذ بلیط یک کنسرت سوئدی است . به نظر من ودوستمان بدری آن شب یک شب خوب و بیادماندنِی بود.وقتی به خانه بر می گشتیم هر دو با اینکه نزدیک به سه ساعت در هوای سرد سرپا ايستاده بودیم نه تنها احساس خستگی نمیکردیم بلکه قلبآ خوشحال بودیم و احساس میکردیم از یک آکسیون بزرگ و موفق علیه اعدام برمیگردیم آکسیونی که برگزارکنندگانش ما دو نفر بودیم و جمع کثیری از ایرانیان آزادى خواه که به شکلهاى مختلف ما را مورد پشتيبانى قرار دادند. شعار دادیم نشریه و اطلاعیه پخش کردیم و امضای و کمک مالی جمع کردیم .احساس خیلی خوبی بود احساس شریک بودن در تلاش برای دنیایی شاد وانسانی ودنیایی عاری از اعدام وهر گونه خشونت وتلاش برای یک دنیای بهتر .
سارا نخعی فعال حزب کمونيست کارگرى ايران ۱۹ نوامبر ۲۰۰۶
|